بایگانیِ ژوئن, 2008

انتهای برج

ژوئن 6, 2008

راستش اسم انتخابی در عنوان یک ترجمه سلیقه ای از Ultima Tower هست. عکس زیر یک مقایسه از نظر اندازه و ارتفاع میان برج های مطرح دنیا هست. صرف نظر از آمار این ابر برج، توجه به تاریخ ساخت Empire State Building که در نیویورک واقع شده خالی از لطف نیست. این برج که در سال 1931 احداث شده، پس از 77 سال کماکان در مقایسه ها حضور فعال داره و قدرت معماران و دست اندرکاران ساخت این برج رو به رخ علاقه مندان میکشه.

Ultima Tower

حجاب و افراط در اسلام

ژوئن 5, 2008

مقوله حجاب یک فلسفه عمیقی داره که پرداختن به اون هدف اصلی این پست نیست! فقط می خواستم بپرسم اون افسر بیچاره چطور میتونه هویت واقعی این خانم ها رو از روی پاسپورتشون تشخیص بده!؟

پ.ن.: لازم به توضیح بود بنده از حدود حجاب اطلاع کافی دارم. برای همین مسئله احراز هویت هست که فکر میکنم در دین اسلام، حد حجاب بگونه ای خاص پیشبینی شده، تا در این مواقع انسان های گرامی به مشکل برنخورن!

�جاب و افراط در اسلام

ارتباط میان ریاست جمهوری و روحانیون

ژوئن 4, 2008

این عکس از دو جهت برام جالب بود، یکی از نظر مسکن و دیگری نظر امام در رابطه با رئیس جمهور نشدن روحانیون. البته، در مطابقت داشتن عکس و روزنامه هم باید کمی محتاطانه برخورد کرد.

روزنامه کیهان

عکس تاریخی از امام پیش از تدفین

ژوئن 3, 2008

واقعا این تصویر تکان دهنده بود، حداقل برای من. امام برای من مرد بزرگی بود و معتقدم بعد از رحلت ایشون و چند تن از یاران واقعی در اوایل انقلاب، فاتحه تمام آرمان های انقلاب 1357 خوانده شد. عکس از : آقای محمود عبد الحسینی

امام پیش از تدفین

منبع

سکانس های امروز…

ژوئن 2, 2008

سکانس اول: من نمیدونم داستان این ویروسهای کامپیوتری کی تموم میشه، باور کنید الان نزدیک 2-3 هفته هست کلا زندگیم رو تعطیل کردم (3-4 روزه آخر مرخصی هستم!!) تا این موجود خبیث رو گوشمالی بدم ولی انگار نه انگار ! چندتا ویروس کش قوی رو نصب و به روز کردم اما هیچ اثری از درد مزمن این دستگاه پیدا نشد که نشد! امروز برای پرینت یک چندتا فایل رو به همراه فلش بردم به یکی از دوستان دادم، چند مدل اخطار اومد که زودتر کار این آقا رو راه بیاندازید!!

سکانس دوم: امور روزانه خدا رو شکر خوب پیش میره، امروز به سررسید نگاه انداختم نوشته بود چطور سلامت جسمانی رو حفظ کنیم؛ یک موردش بالا و پایین رفتن از پله ها بود! بعدش به این فکر افتادم که احتمالا ما ایرانی ها چقدر در سلامت جسمانی از بقیه ملت ها جلو خواهیم افتاد!

سکانس سوم: گویا پروازهای فرودگاه اصلی ایران همگی چند روزی به تعویق افتاده اند! (بخاطر ارتحال امام!؟) یکی از دوستانی که آژانس مسافرتی داشت بعد از اینکه 500 میلیون (در عرض چند ثانیه و در رابطه با همین مسئله) ضرر کرده، سکته میزنه! این خبر البته برای من خیلی جالب بود، اما صحتش رو بزودی اعلام میکنم. من نمیدونم این تورها و پروازها مگه شوخیه که دست مردم بعد از 2 ماه برنامه ریزی و دوندگی بره تو حنا ؟ بهرحال هنوز باورم نمیشه که فرودگاه رو برای چند روز تعطیل کرده باشن !

سکانس آخر: یکی از دوستان قرار بود برای من یک قطعه سفارش بده از قرار 1.500.000 تومان! لطف کردن بعد از یک هفته تماس گرفتن گفتن آخرین مدل رو سفارش دادن از قرار 2.300.000 تومان ! شما بودی چی فکر میکردی؟ زنگ زدم که کنسل کنن تا ودیعه رو بالا نکشیدن.

Stupid Questions with the Smart Answers

ژوئن 1, 2008

BOY : May I hold your hand?
GIRL : No thanks, it isn’t heavy.

GIRL : Say you love me! Say you love me!
BOY : You love me…

GIRL : If we become engaged will you give me a ring??
BOY : Sure, what’s your phone number??

GIRL : I think the poorest people are the happiest.
BOY : Then marry me and we’ll be the happiest couple

GIRL : Darling, I want to dance like this forever.
BOY : Don’t you ever want to improve??

BOY : I love you and I could die for you!
GIRL : How soon??

BOY : I would go to the end of the world for you!
GIRL : Yes, but would you stay there??

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »